مدتی بود که دوستان می گفتند که وبلاگت فیلتر شده ... اما به هر صورت ادامه دادم تا اینکه دیگه سرویس دهنده ای نمونده که فیلترمون نکرده باشه . به خاطر همین رفتیم خونه جدید ! لازم می دونم از همه دوستان تشکر کنم که فیلتر شده ی ما رو هم می خونن
+ نوشته شده در جمعه 3 خرداد1387ساعت   توسط محمد ملامحمدي
|
حتما دوربرگردان های بشکه ای دوران احمدی نژاد در شهرداری را در بزرگراه های تهران به یاد دارید . محصول مشترک شهردار و معاون فنی ایشان آقای علی آبادی ! همه فکر می کنند اگر قالیباف به جای احمدی نژاد رئیس جمهور می شد اوضاع مملکت خیلی بهتر تر بود . اما زهی خیال باطل ... جوگیر شدن تیم شهرداری تحت عنوان "طرح های جهادی" تهران را کن فیکون کرده است . در هر فصل ترمیم آسفالت خیابان ها و لایروبی جوی ها و ... تحت عنوان طرح جهادی اجرا می شود . اما باز در دور بعد همه ی این موارد نیاز به بازسازی و بهسازی دارد . جدیداْ هم با عنوان سنگفرش نمودن خیابان انقلاب و آزادی همه ی این منطقه را شخم زده اند و زندگی مردم را تحت الشعاع قرار داده اند.



خلاصه ما عادت کرده ایم همیشه با اسامی آدم ها بازی کنیم و امتیاز بدهیم . اما در جامعه ای که سیستم نهادینه نشده این گونه قیاس ساده ترین راه حل است . ماجرای اتوبوس های تندرو و پل روگذر تقاطع آزادی - بهبودی و افاضات جناب شهردار در مورد اقدامات فرهنگی شهرداری و ماجرای مونوریل و کارشناسان چند وجهی هنوز یادمان هست . این گونه مدیریت در بین ما جا افتاده ... هر کی به سازی و هر سازی به کوکی
پی نوشت : مسیح علی نژاد در مطلبی به پشتیبانی اصلاح طلبان از لاریجانی در برابر حداد اشاره کرده و زنهار داده که در انتخابات بعدی اصلاح طلبان به حمایت از لاریجانی سینه چاک خواهند کرد . بد روزگاری است که همیشه باید بین بدتر و بدترین یکی را انتخاب کرد . این اخلاق در بین ما نهادینه !!! خواهد شد .
+ نوشته شده در سه شنبه 3 اردیبهشت1387ساعت   توسط محمد ملامحمدي
|
دیروز در اغلب جراید مکتوب و غیرمکتوب سخنان آیت الله مهدوی کنی دبیرکل جامعه روحانیت مبارز در مورد انتقاد از دولت و مسائل روز منعکس شده بود . جدا از روش های «یکی به نعل و یکی به میخ»امروزی ارائه بحث - که به گمانم باب شده و به قول دکتر شریعتی چون همه گیر شده هر کس این گونه نگویند گوینده نیست - نکاتی راجع به بحث گرانی و تاثیر فرهنگ مردم از آن جالب بود .
ارتقا سطح شهرنشینی و افزایش خواسته های مدنی به تبع اتمام جنگ و فرصت و فراغت مردم از باید و نباید شرایط جنگی امری بدیهی است . این خواسته ها مسلما از فهم انقلاب و دیگرگونی مثبت نشات می گیرد . پس راجع به این امر نمی توان سفسطه کرد . اما بیان این مطلب بعد از ۳۰ سال از انقلاب که توقعات و زیاده خواهی مردم باعث این گرانی سرسام آور شده است از حکایات غریب این روزگار است . داشتن درآمد مکفی برای رتق و فتق امور یومیه ؛ داشتن مسکن ، آموزش و پرورش رایگان ، بهداشت و تامین اجتماعی حداقلی و داشتن آینده ای مشخص برای روزگار پیری زیاده خواهی است ؟ آیت ا... عزیز ! ما به همین حداقل ها قانعیم . به یک شغل سالم و ایمن ، یک سرپناه مشخص و آینده ای امیدوار کننده ! اگر این زیاده خواهی است شما ساده زیستی را بشمارید . اجازه بدهید من این کار را انجام دهم :
سفر به انگلستان برای معالجه ! اعزام فرزندان و نزدیکان به کشورهای اروپایی برای تحصیلات عالیه ! استفاده از اموال دولتی و رانت های دولتی برای ساخت دانشگاه و پیگیری منویات شخصی و هزار برج نادیده و ...
آیت الله ! مردم زیاده خواه نیستند . اندکی به پیرامون خود ، دغدغه های خود و مقایسه آن با دغدغه های مردم عامی مداقه کنید . انصاف داشته باشید آیت الله !!!
+ نوشته شده در یکشنبه 1 اردیبهشت1387ساعت   توسط محمد ملامحمدي
|
فضا : داخلی - صحن دادگاه
یک رئیس جمهور (در جایگاه متهم) : من نه استاندار بودم ... نه شهردار .... و نه رئیس جمهور .... من اشتباهی بودم ... من با شرف بزرگ شدم
توضیح : این متن برداشت آزادی بود از سکانس پایانی سریال "مرد هزار چهره" !!!
+ نوشته شده در جمعه 16 فروردین1387ساعت   توسط محمد ملامحمدي
|
مهران مدیری با سریال نوروزی "مرد هزار چهره" بار دیگر سر زبان ها افتاد ، البته این بار با دفعات قبل توفیر می کند . همیشه برنامه های مدیری به واسطه تکه کلامها و دیالوگهای تکرار پذیر و دوست داشتنی در ذهن مردم ماندگار می گردید ، اما این بار متفاوت تر از دفعات قبل است . این بار نمایش ۱۳ روزه او بوی غریبی از فرهیختگی می داد . نشانی از طنز تلخ اجتماعی که مدیری با خوش زبانی های خود آنرا بیواسطه عیان نساخت .
البته بخش اعظم این نمایش را باید از چشم نویسندگانی دانست که به نوعی با جلب اعتماد شبکه سوم کار خود را کرده اند و به اسم طنز اجتماعی، روابط عامیانه جامعه ایرانی را زیر سوال برده اند . "جبر محیطی" که ما ناچارا "انتخاب" می کنیم باعث شد که یک شهروند گمنام به چهره ای تبهکار بدل شود . این" ناگزیزی ها" برای همه ی ما پیش می آید . اگر نگوئیم هر روزه اما همیشه همراه خود احساس می کنیم . گاهی با این حس می جنگیم و گاهی با کمال میل می پذیریم . حکایت مردهزار جهره ، حکایت شهروند ایرانی است که به جای انتخاب بین گزینه های مختلف ، اجبارا آن چه را پیش می آید می پذیرد .
در کل سریال هم این مساله مشهود بود که هیچ چیز سر جای خود قرار ندارد . هر خضعبلاتی را می توان بعنوان شعر پسندید و سلیقه سازی کرد . در بین جمعی متخصص می توان به گونه ای سخن راند که همه را مبهوت کرد . در جایگاه قانونمداری به نام قانون می توان "فانون" را زیر پا گذاشت و ... در آخر برای راضی کردن دل خود برای "دل" همگان زندگی کرد . آری ، این سرنوشت محتوم شهروند ایرانی است که بسیاری از حکومتیان از بازگویی همین چند خط بدبختی سخت گله مندند .
پی نوشت : اداره ثبت احوال شیراز به خاطر عنوان دادن "کارمند اداره ثبت شیراز" به تبهکار اصلی این سریال تقاضای بیست و یک میلیارد ریال غرامت بابت خسارت معنوی کرده است . این هم تکمله ای بر این قرار ...
+ نوشته شده در سه شنبه 13 فروردین1387ساعت   توسط محمد ملامحمدي
|
جناب آقای منتجب نیا
با سلام
نامه سرگشاده ی جنابعالی را به آقای خاتمی خواندم و متعجب شدم . نمی دانم این دلایلی که بر شمردید را قبلا نیز به حساب می آوردید یا نه ؟ حزب شما و دبیرکل محترمتان در این چند وقت بی محابا بر همه تاختند و همه را زیر سوال بردند . همیشه ی خدا هم که بر مولفه های کار حزبی تاکید می کنید . پس این گلایه چیست که خاتمی مصادره شده است ؟ شما که به عنوان قائم مقام حزب از این جهت گیری ها مطلعید ، شما چرا اعتراض می کنید ؟ آقای کروبی به واسطه چند میلیون رای انتخابات ریاست جمهوری طی یک اقدام غافلگیرانه به سرعت باد یک حزب تشکیل داده و سعی داشتند به همه کار حزبی بیاموزند ، دیگر خاتمی به چه کار می آید ؟ یادتان باشد کار حزبی قائم به فرد نیست ... قائم به اصول و مرام مشخصی است . پس سعی کنید مطابق آنچه می گفتید به اصول حزبی پایبند باشید . با گله گذاری هم هیچ چیزی حل نمی شود . مردم واسطه کاری دبیرکل حزب متبوعتان را در تایید صلاحیت دوستان حزبی تان را به خاطر می سپارند ، پس خاط مبحث نکنید . شما هنوز جایگاهی در بین مردم ندارید . پس ابتدا سعی کنید پایگاه اجتماعی تان را تقویت کنید و بعد به دنبال کار حزبی باشید .
ایام عزت مستدام
پی نوشت : می گویند تحرکات جدید دیبرکل اعتماد ملی جهت جلب نظر اصولگرایان در انتخابات ریاست جمهوری آینده است . آنان نیز از یک رقیب "فشل" قطعا حمایت خواهند کرد . چه کسی بهتر از جناب کروبی !!!
+ نوشته شده در جمعه 9 فروردین1387ساعت   توسط محمد ملامحمدي
|
توقیف قایق انگلیسی و بازداشت ملوانان آن در نوروز سال گذشته ، مهمترین خبری بود که رسانه های جهان آن را دنبال می کردند . فارغ از چگونگی و سرانجام این غائله ، رفتار ملوانان انگلیسی بعد از آزادی جالب توجه بود . به خصوص ملوان زن انگلیسی که مورد رحمت واسعه ی نظام قرار گرفت .

اما مساله اصلی ... اتهام ایشان تجاوز به آب های سرزمینی ایران بوده است . اتهامی سنگین که با یک نمایش سیاسی توسط رئیس جمهور که یک مقام غیرمرتبط با مساله ی قضاست ماست مالی شد . سکوت دستگاه قضایی هم جای سئوال دارد . برای یک دانشجو یا فعال سیاسی اتهاماتی از این دست عقوبتی غریب دارد اما برای ملوانان انگلیسی ... . نمی دانم چرا درب این رحمت واسعه به سوی فعالان سیاسی و دانشجویی در بند زندان باز نمی شود . چرا ؟
+ نوشته شده در شنبه 3 فروردین1387ساعت   توسط محمد ملامحمدي
|